… تا اینکه عنایت خاصهی ذات اقدس حضرت حق جلّجلالُه وعَظُمَ شأنُه شامل حالم گردید و به حوزهی علمیه راه پیدا کردم و بستری برایم فراهم شد که با دو فقیه عارف، مرحوم استاد، آیه الله آقا شیخ علی پهلوانی تهرانی(سعادت پرور) و مرحوم استاد آیه الله، آقا سید عبدالله جعفری تهرانی آشنا شدم و در محضر نورانی و سراسر حکمت و معرفتشان زانوی تلمّذ و تعلّم و تربّب بر زمین زده و از جام وجودیشان بهرههایی بردم که اگر این آشنایی و رزق لایُوصف الهی نصیبم نمیشد، خود را خَسر الدنیا و الآخره میدیدم؛ و او سبحانَه را بر چنین نعمتی که روزیام نمود، بیحدّ و عدد، شاکر میباشم.
آشنایی با این دو عارف واصل، سبب شد که متوجه این حقیقت شوم که ما شیعیان تا چه اندازه در حق حضرت ابوالفضل العباس خطا و جفا کردهایم، چرا که به جای پرداختن به کمالات و مقامات معنوی آن حضرت و اقتدای به آن ولیّ الهی که عرشیان را مجذوب خویش نموده بود تا جایی که امامان معصوم: او را توصیف کرده و برایش زیارتنامه انشا فرمودهاند، وی را در حدّ انسانِ خوشگل و زیبا و برخوردار از قامت بلند و قدرت و بازوان پیچیده و سینهای سِتَبر تنزل دادیم و مزرعهی جان خود را از آن اقیانوس کرانناپیدای کمالات معنوی، سیراب نساختیم، در حالی که مشکهای خالیِ از انسانیت، در سرتاسر گیتی در پی آن وجود نازنین میگردند تا از آب حیات معنوی لبریزشان سازد.
انس با آن دو استاد عظیمالشأن، دید و نگاهم را نسبت به خیلی از امور از جمله آن حضرت، عوض کرد و در پی آن شدم تا به اندازهای که حضرت جانان تفضل میکند و قمر منیر بنیهاشم مدد مینماید، کلماتی را بر روی اوراق، تسوید نمایم، بدان امید که ذرهای از دِیْن خود را نسبت به آن قَمر عالمتاب و محبان و علاقمندانش ادا کرده باشم.
این صِفرِ محض و فقر مطلق، چند سالی است که تصمیم گرفتهام تا در جلسات عرض ادب به ساحت قدسی حضرت اباعبدالله الحسین در ماههای محرم و صفر، سیری در حالات و مقامات و کمالات و کلماتِ اصحاب بیهمتای آن حضرت داشته باشم تا هم خود از این گنجینه و چشمهی بیبدیلی که دائماً در حال جوشش بوده و به منبع توحید و ولایت متصل میباشد توشهها بردارم و هم با نشر آن یافتهها، گامی عملی در جهاد تبیین داشته باشم که نسبت به حضرت علیاکبر با نام «ندیم شاه نینوا» انتشار یافت و نسبت به حضرت ابوالفضل با نام «ساقیِ بادهی توحید» تدوین گردید و نسبت به دیگر اصحاب هاشمی و غیرهاشمیِ حضرت اباعبدالله الحسین با نام «رندانِ عافیتسوز» منتشر خواهد شد؛ «به شرط حیات و توفیق».